عشق نيروي است در عاشق كه او را
به طرف معشوق مي كشاند
و دوست داشتن جاذبه اي است در دوست
كه دوست را به طرف دوست مي برد.........
عشق غذا خوردن يك حريص است......
دوست داشتن در سرزميني بيگانه
يافتني است...... عشق جنون چيزي
جر خرابي و پريشاني نيست ... اما
دوست داشتن در اوج معراج از سرحد
عقل فراتر مي رود به قله بلند افتخار......

خیلی وقته دیگه نیستی بودنت شده یه حسرت
میرم و تنها می مونی که بشه برات یه عبرت
روزگاری دل ما هم گره خورده بود و اما
من که شیدایم و تنها ان شاء الله نباشی تنها
روزگار ما همینه ,روزگار دل بریدن
مشینیم تنهای تنها, از ته دل آه کشیدن
میرم و رو شونه هایم مونده یک نگاه خسته
پیش تو به یادگاری می ذارم دل شکسته
میرم اما تو بدون که زخمی ام, پرهام شکستن
من که رفتم اما قومی به امید تو نشستن
سهم من خاطره بود و حسرت و یک دل پر خون
تو ولی خوش باش و خوشحال می گذره شبهای مجنون

میدونی طاقت جدایی رو ندارم میخوامکه نری تو از کنارم
ازت زیاد خاطره دارم میخوام اسم تو من نفس بذارم
ازتو بگم در سایه سارم هر جابری من دوستت میدارم
از عاشقای این دیارم به یاد شبای زیر بارون
که خیس میشد تمامسرا پامون شبا همش من خواب تو را می بینم
بین هفت تا آسمون رو زمینم میدونی طاقت جدایی روندارم
با تو مثل صد تا بهارم

نغمه ی بلبلیست که تا سحر می خواند ولی تمام نمی شود.
عشق رنگیست از هزاران رنگ اما بی رنگ است.
عشق نواییست پر شکوه اما جلالی ندارد.
عشق شروعیست از تمام پایان ها اما بی پایان است.
عشق نسیمیست از بهار اما خزان از آن می تراود.
عشق کوششی ست از تمام وجود هستی اما بی نتيجه است
عشق کلمه ای ست بی معنی ولی هزاران معنی دارد

